از شرم حزب الله تا توجیه حزب لا؛ بحث داغ وبلاگنویسان ولایی
چند روز پیش فیلمی در وبسایت یوتیوب و شبکههای اجتماعی منتشر شد، که در این فیلم، چند تن از «لباس شخصیها» در شهر ری با حمله به فائزه هاشمی و بستگانش، وی را با الفاظ رکیکی مورد خطاب قرار میدهند و شعارهایی نیز علیه پدر وی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سر میدهند.
به دنبال انتشار این فیلم، گروهها و شخصیتهای مختلفی واکنش نشان دادند و این اقدام «بسیجیها» را محکوم کردند. اما در این میان موج محکومیت و تبری جستن «حزباللهیها» بیشتر بود. بطوری که بسیاری از افراد شناخته شده ارزشی و نیز اشخاص غیرمعروف حزباللهی هریک به نوعی به این عمل اعتراض کردند و بسیاری نیز از این موضوع با عنوان «حادثهای تلخ» یاد کردند.
از تلخی اش هر چه بگوییم کم است
محمد تقی دژاکام، نویسنده روزنامه کیهان و صاحب وبلاگ «آب و آتش» از نخستین کسانی بود که با محکوم کردن این اقدام نوشت: «در تلخی ماجرای فیلم فائزه هاشمی، هر چه گفته شود کم است. ماجرایی که دو روز تمام است باعث شده است من سردرد عجیبی بگیرم که به هیچ صورتی آرام نمی شود. و متأسفم برای دوستانی که با تعابیری چون بازیگر پنهان و گرداننده بودن هاشمی رفسنجانی یا با اشاره به خط شکنیهای گسترده او در آغازگری فتنه میخواهند بیشرمی اقدام این دو سه نفر - بله این دو سه نفر - را توجیه کنند یا از بار زشتی آن بکاهند. نخیر دوستان! زشتی این کار را نمی توان با هیچ توجیه المسائلی کم کرد.»
دژاکام با اشاره به برخی آیات قرآن و نیز این مساله که «دین و سیاست بدون اخلاق ، همان دین و سیاست رایج دنیاست و تفاوتی با آنها ندارد» به شدت از گروهی که به فائزه هاشمی تعرض کردهاند بیزاری میجوید و طی فراخوانی از دوستان همطیفش میخواهد که در مقابل این عمل سکوت نکنند و واکنش نشان دهند.
دل هر آزاده ای به درد می آید
روحالله امینآبادی نویسنده وبلاگ «بسیج جهانی» هم با محکوم کردن این عمل نوشت: « فحش های به کار رفته در این فیلم چنان زشت و زننده بود که دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد و در محکومیت آن هیچ شکی نیست.»
شرم دارم به این فیلم لینک بدهم
نویسنده اصولگرای وبلاگ «روزگار» هم با انتقاد از اینکه چرا برخی نادانسته دست به انتشار این فیلم زدهاند در یادداشتی تحت عنوان «زشت بود و غمانگیز» نوشت: « فيلم حضور فائزه هاشمي در شهر ري را ديدم. آنقدر زشت و زننده بود كه شرم دارم حتي به آن لينك بدهم. ناراحتم از اينكه بعضي از همقطاران، خواسته يا ناخواسته آب در آسياب دشمن مي ريزند و بر چهره دين و مذهب و حزب الله پنجه مي كشند.»
«توحش در دوسوی جبهه»
داریوش سجادی نویسنده وبلاگ «سخن» هم در پستی با عنوان «توحش در دو سوی جبهه» بدون هیچ اظهار نظری تنها اقدام به انتشار دو فیلم کرده است. فیلم اول مربوط به حمله به فائزه هاشمی است و فیلم دوم هم مربوط به حوادث ۲۵ بهمن است که سبزها یک بسیجی را که تلاش دارد تصویر آیتالله خامنه ای را از دست آنها بگیرد مورد ضرب و شتم قرار میدهند.
اینها به اخلاق و ایمان در سیاست بی عقیده اند
«درویشی نشسته بر پوست پلنگ»، عنوان وبلاگ یک فرد مذهبی ساکن قم است. نویسنده در یادداشتی با عنوان «حزب لا و حزبالله» با محکوم کردن این ماجرا، انتقاد سختی هم از برخی افراطیون حزباللهی از جمله عاملان حمله به فائزه هاشمی میکند. او که خود زمانی عضو حزباللهیان بوده اکنون مینویسد که از این طیف جدا شده و علت آن هم چیزی نبوده مگر همین اقدامات افراد تندرو که به زعم نویسنده کم هم نبوده است.
«درویشی نشسته بر پوست پلنگ» با ذکر این نکته که ریزش اصولگرایان به دلیل رفتار افراطی برخی، پس از انتخابات بسیار بوده است و با تقسیم بندی اصولگرایان واقعی به «حزبالله و حزب لا» مینویسد: « من جماعتی که اخلاق و ایمان را در ساحت سیاست تعطیل میکنند، حزب لا مینامم. از این جهت حزب لا میگویم؛ زیرا شعارشان و رفتارشان [لا اخلاق لا ایمان در وادی سیاست] است. من از این دسته جدا شدهام.»
دوستان حزب اللهی کاش نبودید!
احمد یوسفی صراف هم در گوگل ریدر در یادداشتی با عنوان «من سبز نیستم» با انتقادی تند از قدیانی نویسنده وبلاگ «قطعه ۲۶» که حمله کنندگان به فائزه هاشمی را ستوده و این اقدام را یک پیروزی دانسته بود، نوشت: «دوستان "حزب اللهی" در این مقطع از تاریخ آرزو می کردم که کاش نبودید! کاش اصلا ایران هیچوقت بوسیله شما اسلامی شناختی نمی شد؛ کاش اصلا وارد سیاست نمی شدید و به همان قداره کشی و زورگیری تان به همان روش های سنتی خویش بسنده می کردید. باور کنید هیچ کس نمی توانست به این غلظت شما به چهره دین گند بزند!»
آدمی که حیا ندارد ایمان ندارد
م.پارسا نویسنده وبلاگ «آینه» هم بدون اشاره به ماجرای فائزه هاشمی در یادداشتی با عنوان «فحاشان در نگاه رسول مهربانی» تنها به ذکر دو حدیث از پیامبر اسلام بسنده کرده که پیامبر فحش و ناسزا را بسیار مذموم میداند.
فاطمه سادات شریعتمداری، نویسنده وبلاگ «خود نویسیها» هم بدون اشاره به این واقعه در یادداشتی با عنوان «رابطه ایمان و برخی چیزهای دیگر» نوشته است: «آدمی که حیا ندارد ایمان ندارد. حالا می تواند ولایت فقیه را خیلی قبول داشته باشد، می تواند ریش و چادر داشته باشد، و می تواند خیلی چیزهای خوب دیگر هم باشد!»
فیلم ساختگی است!
اما برخی از وبسایتهای افراطی حامی دولت هم با محکومیت ضمنی حملهکنندگان به فائزه هاشمی به نوعی درصدد توجیه این عمل برآمدند! برخی هم از اساس این فیلم را ساختگی دانستند.
سایت رجانیوز پس از انتشار این فیلم در یادداشتی با «نابخردانه» توصیف کردن این اقدام نوشت: «این قبیل برخوردهای تند در یک نگاه جامعهشناسانه نه حقوقی بلکه یک اتفاق کاملاً طبیعی است.» رجانیوز امروز این یادداشت را از روی سایت خود برداشته است.
این سایت ادامه داده که «رفتار خشن و این چنینی را میتوان واکنشی به تهاجم علیه تمام آرمانها و علایق یک ملت دانست که در عین حال که غیرمنطقی و غلط است، طبیعی است.»
سایت تریبون مستضعفین هم نوشت: «انتشار فیلم فحاشی به فائزه هاشمی یادآور نوع برخورد جریان انصار حزبالله در سالهای گذشته است که موجب مظلوم نمایی و کسب رای فائزه هاشمی در انتخابات مجلس گردید.»
سایت محرمانه نیوز هم به نقل از یک کارشناس امنیتی ادعا کرد که فیلم فحاشی به دختر رئیس مجلس خبرگان رهبری «ساختگی» است.
سایت شفاف نیوز هم نوشت: شخصی که در این فیلم به فائزه هاشمی فحش میدهد «حزباللهی» نیست و حزباللهیها هرگز از چنین ادبیاتی استفاده نمیکنند.
سایت باکری آنلاین نیز با مشکوک خواندن این فیلم نوشت که انتشار آن «میتواند سناریویی باشد برای کمرنگ کردن راهپیماییهای مردم در سراسر ایران.»
کاش به جای محبت کمی شعور داشتید
ساختگی خواندن این فیلم موجب واکنش برخی از اصولگراها و افراد حزباللهی شد. امید حسینی نویسنده وبلاگ «آهستان» در یاداشتی با عنوان «کاش بجای محبت، کمی شعور داشتید»، نوشت: «من حتی به اندازه یک هزارم درصدهم ساختگی بودن این فیلم و نفوذی بودن این افراد را باور نمیکنم. چند ماه پیش هم گفتم که بیایید برای یک بار هم که شده در کنار همه احتمالات و توجیهات، احتمال دخالت این بیشعوران مدعی شعور و بصیرت را قبول کنیم و بعد سفت و سخت در برابر آنها بایستیم تا بیشتر از این نام بسیج و حزب الله و ولایت را لکه دار نکنند. البته این بار نفوذی نبودن این آدمهای دریده آنقدر روشن است که برخی دوستان ما به توجیهات جدیدتری متوسل شدهاند: «تقسیم گناه!» گناه بزرگتر، گردن قوه قضائیه برای عدم برخورد قاطع با دختر هاشمی رفسنجانی و گناه کوچکتر متوجه آن چند نفر بیشعوری که از روی محبت به ولایت، دهانشان را به فحاشی باز کردهاند!»
