عبدالله مومنی در نامهای به آیتالله علی خامنهای از شکنجه شدید خود در زندان اوین خبر داد و نوشته که بازجویان برای رسیدن به اهداف خود، به پشتیبانی وی هر کاری که دوست داشتند میکردند.
نامه سخنگوی ادوار تحکیم وحدت مرداد ماه سالجاری نوشته شده، اما متن کامل آن روز گذشته (17 شهریور) در وبسایت ادوار نیوز منتشر شده است.
عبدالله مومنی در این نامه به تشریح مسائلی از زندان اوین پرداخته که پیش از این برخی دیگر از زندانیان پس از آزادی به این مسائل اشاره کرده بودند.
مومنی این نامه را از زندان برای رهبر جمهوری اسلامی نوشته و اظهار امیدواری کرده که شرح آنچه که بر وی در زندانها رفته، منجر به تشکیل کمیتهای حقیقتیاب در خصوص بازداشتگاهها شود.
● هتاکی و فحاشی، ضرب و شتم و رفتارهای غیر قانونی از همان لحظه اول بازداشت من آغاز شد.
● از همان ابتدای بازداشت در حالیکه مدام در گوشم میخواندند که «نظام ترک برداشته» با این وعده مواجه بودم که «شماها اعدام خواهید شد.»
● طی ۸۶ روز انفرادی هیچ وقت آسمان را ندیدم و طی هفت ماه بازداشت در بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۰ تنها شش بار از «حق هواخوری» برخوردار شدم.
● از بند ۲۰۹ نیز که پس از دو روز مرا به بند ۲۴۰ منتقل کردند و در اختیار وزارت اطلاعات قرار گرفتم، شرایط زندان سختتر و غیرانسانی تر شد.
● فشارها و آزار ناشی از عدم اطاعت از خواست بازجویان آنقدر بود که گاهی باعث میشد در حین بازجویی از هوش بروم.
● چندین بار آنچنان بازجوی پرونده، گلویم را تا حد خفگی میفشرد که بیهوش بر زمین میافتادم.
● بازجوییها تنها یک هدف داشت: بریدن زندانی و اعتراف او به آنچه بازجو میخواهد.
● وقتی {از بازجوها} می پرسیدم که چگونه میتوان برای اعتراف گرفتن دست به چنین رفتارهایی زد، پاسخی چنین میشنیدم که «به گفته بنیانگذار انقلاب، حفظ نظام اوجب واجبات است.»
● در ماه اول بازجویی مدام این جمله را از زبان بازجوها میشنیدم که «خونی ریخته شده و نظام ترک برداشته و خیلی از شماها باید اعدام شوید و شاکی شما نیز نظام است.»
● هر بار که در بازجویی «مطابق میل بازجو» پاسخ نمی گفتم، گفته میشد «باید همین برگه بازجویی را بخوری و قورت بدهی» و این فقط تهدید نبود بلکه پس از رد خواستههایشان با زور و فشار برگههای بازجویی به من خورانده میشد.»
● من را وادار به تکنویسی علیه دوستان و نزدیکان کرده و وقتی مقاومت کردم علاوه بر ضرب و شتم پیاپی با این پاسخ بازجو مواجه شدم که «باید تکنویسی کنی تا شخصیت کذاییات خورد شود.»
● برای خورد شدن و تحقیر شخصیتی من بود که مرتبا میخواستند به روابط و مسائل اخلاقی ناکرده خود نیز اعتراف کنم و وقتی می گفتم این سخنان درست نیست با این پاسخ آنها روبرو میشدم که «فاحشهای را در دادگاه میآوریم تا بگوید که رابطه نامشروع با تو داشته است.»
● بازجویان در تمام طول بازجویی بارها به مادر مرحومهام که زنی مومنه و مادر شهید است، با بدترین وجه ممکنه، مورد فحش و ناسزا و الفاظ رکیک قرار میدادند.
● {بازجویان در تمام طول بازجویی بارها} همسر فداکارم {را}، بارها برغم آنکه زنی مسلمان و مومنه و همسر شهید است به عنوان….. مینامیدند و خواهران و نوامیس مرا به فجیعترین وجه ممکن با لقب …. مورد دشنام و توهین قرار میدادند.
● بارها شاهد بودم که با فحاشی و الفاظ زشت و زننده از شخصیتهایی همچون حجتالاسلام سید حسن خمینی ( به عنوان لپ گلی، بچه مزلف، و از نظر اخلاقی مسالهدار و…)، آیتالله هاشمی رفسنجانی (فاسد و…)، میرحسین موسوی (دجال و…)، حجتالاسلام مهدی کروبی (فاسد مالی و اخلاقی و…)، حجتالاسلام سید محمد خاتمی ( فاسد اخلاقی و با نام بردن از برخی زنان مسلمان و متدین مدعی رابطه ایشان با آن زنان بودند) و آیتالله موسوی خوئینیها ( مفسد و… ) یاد میکردند.
● در خصوص آقایان کروبی و عبدالله نوری میخواستند واژههای سخیفی و ناشایستی علیه آنان در دادگاه به زبان آورم.
● در مورد آیتالله موسوی خوئینی می گفتند که شما باید از ایشان در دادگاه اسم بیاورید و بگوید ایشان در به اصطلاح فتنه، نقش اصلی و محوری را داشته و صحنه گردان و طراح اصلی فتنه بوده است.
● {پس از آنکه در برابر خواست بازجویان مبنی بر اعتراف به داشتن روابط نامشروع} مقاومت کردم، آنها با مشت و لگد و سیلی به جان من افتادند و گفتند «به تو اثبات میکنیم که حرامزاده و ولدزنا هستی». این سخنان عصبانیت مرا نیز برانگیخت و به درگیر شدن من با آنان نیز منجر شد که البته نتیجه آن فرو کردن سر من در چاه توالت بود، آن چنان که کثافتهای درون توالت به دهان و حلق من وارد و به مرحله خفگی رسیدم.
● بارها به تجاوز و استعمال بطری و شیشه نوشابه و چوب تهدید میشدم تا جایی که فیالمثل بازجوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بیان میکرد که چوبی را در …. استعمال میکنیم که صدتا نجار نتواند آن را در بیاورد.
● {بازجو} میگفت مسایلی در خصوص مساله دار بودن اخلاقی شماها به سایتها سفارش دادهایم که به زودی در سطح جامعه بصورت بلوتوث یا سی دی منتشر شود.
● آنان {بازجوها} بصورت مداوم بر این نکته پای میفشردند که ما به پشتوانه رهبری از هرگونه برخوردی برای رسیدن به هدف استفاده میکنیم و هیچ خط قرمزی برای رسیدن به اهداف خود نداریم.
● مبنای حرکت بازجویان در تمامی مراحل بازجویی «دروغ و فریب» است به طور نمونه آنها در مورد وضعیت سیاسی کشور اخبار و تحلیلهای کذب به زندانیان داده و سعی در تخریب روحیه آنان داشتند.
● بسیار تحت فشار قرار گرفتم تا در دادگاه علیه خود، دوستان و مجموعه سیاسی که با آنها همکاری میکردم و بیشتر از همه، علیه جناب آقای مهدی کروبی اعتراف کنم و میگفتند: «باید اعتراف کنی تا حُر شوی و پس از آن برای اسلام شمشیر بزنی.»
● در دادگاه تلاش کردم متن دفاعیه را به گونهای بخوانم که مشخص باشد انشایی دیکته شده را از رو میخوانم.
● تجربه زندان اوین و بازجوییهای پرحاشیه ماموران وزارت اطلاعات، فرد را به آنجا میکشاند که حتی علیه خود به دروغ در دادگاه اعتراف کند و جالب این است که این اعترافات دروغ مبنای رای و حکم قاضی نیز قرار میگیرد.
● من بارها در دوران بازجویی و بازداشت با فحاشی بازجوها خطاب به قاضی و دادستان نیز مواجه شدم؛ گویی که از نگاه آنها قاضی و دادستان در روند صدور حکم هیچ تاثیر و نظری ندارند.
● به آگاهی میرسانم من همچنان به اعتقاداتی که پیش از بازداشت داشتهام پایبندم و آنچنانکه توضیح دادم سخنانی را که تحت فشار در دادگاه روخوانی کردم، بیان اعتقاد خود نمیدانم.
● جرم ما این بوده و هست که برای بهبود شرایط کشور اصلاحات و دموکراسی را مناسب ترین روش میدانیم و میخواستیم قدرت نامحدود نهادهای بازدارنده دموکراسی را محدود کنیم.
کلیه حقوق متعلق به سایت سی میل است
CopyRight 2012
.....
khoda be hameye zendanian sabr daha