برای دریافت مطالب سایت به صورت ایمیلی، کافی است یک ایمیل خالی به آدرس 30mail@sabznameh.com ارسال نمایید.

powered by

سیندرلای اسلامی یا پری کوچک غمگینی که از «صحبت» عاشقانه می میرد!

کتابهای کودکان هم از سانسور و اسلامی سازی در امان نمانده است. حالا سیندرلای اسلامی دیگر نمی رقصد با شاهزاده فقط صحبت می کند! / ضدخبر

هاجر رزمیا
برزخ

رفته بودم کتاب‌فروشی کودکان که چند تا از آن قديمی‌هايش را سوا کنم، بگذارم گوشه‌ی کتاب‌خانه، بشود تحفه‌يی برای نسلی که دارد پا می‌گيرد تا بدانند قبل از پاور رنجرز و بت‌من، سيندرلايی و سفيد برفی و آليسی هم بوده‌اند. با شور و شعف بچه‌گانه‌يی چند تايی را که تصويرگری‌هايش همان قديمی‌ها بود، برداشتم ...

اين‌ها را که می‌خوانی می‌بينی بچه‌ها چه ذهن سر راست و بی پيچ و خمی دارند. خاله‌ی عروسک من را که يادتان هست؟ با تصويرگری آقای غلام‌علی مکتوبی در سال ۱۳۶۹. و سفيد برفی و سيندرلا ... آخ! سيندرلا ...

چيزی که اين وسط توی ذوق می‌زند روايت تازه‌يی‌ست که از ملاقات سيندرلا و شاهزاده چاپ شده است. پيش‌ترها، تا همين ده بيست سال پيش، آن طوری بود که وقتی سيندرلا وارد قصر می‌شود همه مات و متحير می‌مانند از آن همه حسن جمال و پسر شاه تنها او را برای رقصيدن انتخاب می‌کند و سپس شد آن‌چه شد ...

اين روزها توی کتاب چاپ‌شده در آستانه‌ی سال هشتاد* اين طور آمده است:
«از آن لحظه به بعد شاهزاده حتا يک لحظه هم سيندرلا را تنها نگذاشت. در حالی که آن‌ها با يک‌ديگر صحبت می‌کردند، دو خواهر ناتنی سيندرلا آه می‌کشيدند و می‌گفتند شاهزاده فقط با اين دختر صحبت می‌کند!»

سفيد برفی را يادم هست آن زمان اين طور بود که وقتی که با سيب سمی نامادری به خواب مرگ رفت، با بوسه‌ی شاهزاده‌يی طلسم شکسته و او زنده شد. فرض کنيم بچه‌های ما خيال کنند که وقتی شاهزاده سفيد برفی را صدا بزند زنده می‌شود و باز فرض کنيم که بچه‌ها هرگز نمی‌پرسند چرا هفت کوتوله‌ی مهربان که سفيد برفی را خيلی دوست داشتند او را صدا نزدند! و چرا سفيد برفی با صدای هفت کوتوله بيدار نشد؟ و واقعا چرا؟

کودکی سرگردان پی روابط علّی داستان می‌گردد و به نظرش می‌آيد که سفيد برفی داستانی بی‌مايه است و هفت کوتوله هم لابد بی‌عرضه بوده‌اند و به اندازه‌ی اسپايدرمن و بت‌من قوی نبوده‌اند.

اين طور می‌شود که کودکان نسل آينده بی‌خبر می‌مانند از رمز و راز عشق ...

توی فيلم‌هايمان اگر قيچی به دست گرفتيم و جوانی بنجامين باتن را بريديم مثلا، و همه‌ی آن‌چه را دل‌مان خواست بر سر شعر و ترجمه آورديم، ديگر ما را به نوستالژی کودک چه کار؟

* سيندرلا، ترجمه‌ی زهرا اصفهاني، انتشارات فکر برتر، چاپ ۱۳۷۹